.49


بسم الله الرحمن الرحیم


دیشب ک براسومین بار توخونمون مار دیدم

سآعت یک ونیم نصف شب بود خیلی آروم ُ یواش دستم ُ روصورت بابا کشیدم وگفتم بابا نترس یه ماردیگه پیداکردم:(

 حالاهی امرو سه بارمیگه بابایه باردیگه هموجوری بیدارم کنD:

۰ لایک:)
مجتبی مطوری ۱۷ مهر ۹۵ , ۰۰:۲۵
مار😱

برای من دیگه عادی شدهD:

😂😂😂😂
از بس وحشی ایم !(لغتی مناسبتر پیدا نکردم :دی) ی بار محبت کنیم تمومه 😂😂😂😂😂😄😃

دقیقااااااااااااااااااااااااااااااااااااا هههههD:

قوربانت:)))

ولیی مااااارررر 😲😲😲😱😱 [آیکون تشویش بلاگفا :دی]

هعی ...همشم من میبینم ا شانس ِ کچلم[آیکون ِ گریه بلاگفا]

بی نفهم ها:(

مهندس مکانیک خودرو ۱۷ مهر ۹۵ , ۰۶:۳۴
ماریامارمولک......
خوب پدرت بدون ترس وباآرامش ازخواب برخاسته خوب این شکلی هم همه میخواندبیدارشند......

مااااااار


بلی بلیD:

زیزیگولو ۱۷ مهر ۹۵ , ۱۳:۰۹
اخییییی خوب بابات و دوباره همونجوری بیدار کن

ههه چش چش:)

Mage darim ?mage mishe?d:

حالا ک شده:(

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
می نویسم قربة الی الآرامش...
آخرین مطالب
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان